شب یلدا

شب یلدا
148

با فرا رسیدن روزهای پایانی پاییز زمزمه یلدا و صدای شادمانی‌اش به گوش می رسد؛ همان شب طولانی که گیسوان سیاهش را به رخ پادشاهی رنگ ها می کشد تا زمینه را برای تاجگذاری زمستان آماده کند. یلدا دخترک بازیگوشی با موهای بلند و سیاه است که حواس همه را پرت می کند تا کسی اشک های پاییز را به هنگام دل کندن از زمین نبیند. پاییز دلش می خواهد بماند و نمایش رنگارنگش را ادامه دهد اما یلدا با اخم کوچکی به او می فهماند که وقت خودنمایی لباس سپید زمستان است. همین کشمکش هاست که ماندن یلدا را طولانی می کند و بلندترین شب سال را در آخرین شامگاه پاییزی رقم می زند.

نیاکان ما گیسوان سیاه یلدا را با نورانی کردن خانه هایشان آراسته و این شب زیبا را با دور هم بودن گرامی داشته اند. اعضای کوچک و بزرگ خانواده گرد هم می آیند تا به رسمی دیرین، طولانی ترین شب سال را در کنار هم بگذرانند. بساط شادمانی در هر خانه ای برپا می شود و همه فرصت را مغتنم می شمارند تا بیشتر از کنار هم بودن لذت ببرند و خاطره ای ماندگار بیافرینند.

بولگانو می خواهد نگاهی به این جشن کهن بیاندازد و برای‌تان از تاریخچه و رسومات آن سخن بگوید. با ما همراه باشید تا این شب طولانی و قصه های دیرینش را بیشتر بشناسید…

یلدا | بهانه ای برای دور هم بودن

شب یلدا یا شب چله یکی از مهم ترین جشن های باستانی ایران است که مردم آن را در فاصله زمانی غروب آفتاب ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب اول ماه دی برگزار می کنند. در این جشن طی شدن بلندترین شب سال و آغاز بلندتر شدن طول روزها در نیم‌کره شمالی و به عبارتی وقوع انقلاب زمستانی گرامی داشته می شود. انقلاب زمستانی، کوتاه ترین روز سال در نیمکره شمالی و شروع رسمی زمستان است.

یلدا تنها یک جشن نیست بلکه میراثی کهن از اجداد ماست که به ما می آموزد می توان از لحظه لحظه زندگی برای با هم بودن استفاده کرد؛ حتی یک شب تاریک و سرد می تواند با گرمای محبت و چراغ عشق نورانی و گرم شود و بهانه ای برای خلق یک خاطره باشد. یلدا به ما می فهماند که حتی طولانی ترین شب سال هم صبح می شود و لحظات سیاه نمی توانند تا ابد پایدار بمانند. این شب نماد امید به روشنی است و در خود پیام های فراوانی دارد. اجداد ما فکر همه چیز را کرده اند و با پدید آوردن آیین خاصِ این شب، سعی بر این داشته اند که انسان ها را گرد هم آورند. یلدا یک بهانه است تا برای لحظاتی از دغدغه ها و روزمرگی های‌مان فاصله بگیریم و دقایق شیرینی را در کنار انسان های دوست داشتنی زندگی‌مان داشته باشیم.

در این شب خانواده ها، دوستان و آشنایان گرد هم می آیند و انواع میوه‌ها و تنقلات را سرو می کنند. قصه‌گویی بزرگان خانواده برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌گیری با دیوان حافظ نیز بخشی جدانشدنی از این شب طولانی به شمار می رود که در ادامه به طور مفصل از آن سخن خواهیم گفت. بد نیست بدانید این جشن باستانی در سال ۱۳۸۸ در فهرست میراث معنوی کشور قرار گرفته تا حفاظت، ترویج و انتشار فرهنگی دیرین، با قدمت بالای هشت هزار سال مورد توجه واقع شود.

فروش شب یلدا

یلدا یا شب چله؟

یلدا واژه ای سریانی است به معنی تولد. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه روز اول دی را روز خور می نامد و درباره آن چنین می گوید:

دی ماه که آن را خورماه نیز می گویند و نخستین روز پس از این شب را به خرم‌ روز تعبیر می کنند. یعنی روزی که نور از حد نقصان به حد زیادت خارج می شود و قدرت آدمیان رو به افزونی می نهد و پریان به فنا می افتند.

در بسیاری از منابع و در میان بومی های برخی نقاط از واژه یلدا استفاده نمی شود و بیشتر عبارت شب چله به گوش می خورد. به عنوان مثال در ادبیات خراسان واژه یلدا به چشم نمی خورد و در اسناد شفاهی و مکتوب تمام دوره های تاریخی از عبارت شب چله یا چله نشینی استفاده شده است. مردم به این مراسم، شب چراغانی یا شب چراغ نیز می‌گفتند چرا که هر میهمانی برای رفتن به شب نشینی، چراغی را همراه خود می‌برد و فراوانی چراغ‌ها باعث شد تا عبارت چهل چراغ که نشانه زیاد بودن چراغ است به کار برده شود.

چله مخفف کلمه چهله و نشان دهنده گذشت یک دوره است. در ادبیات عامه دو چله در ابتدای تابستان و در آغاز زمستان وجود دارد و در هر یک از این فصول یک چله کوچک و یک چله بزرگ در نظر گرفته می شود. چله های زمستان عبارتند از:

چله بزرگ

چهل روز اول زمستان یعنی اول دی ماه تا ده بهمن را چله بزرگ می نامند. مقصود از چله زمستان همان چله بزرگ است که به سرما و شدت آن اشاره دارد.

چله کوچک

چله کوچک بیست روز به طول می انجامد و در ایران مرکزی از دهم بهمن تا آخر بهمن طول می کشد؛ اما در قسمت های دیگر از هفدهم بهمن تا پنجم اسفند برای آن در نظر گرفته می شود.

فروش شب یلدا

تاریخچه شب یلدا

شب یلدا از دیرباز در میان ایرانیان جایگاهی خاص داشته است؛ اما شواهد حکایت از آن دارد که این جشن از سال ۵۰۲ قبل از میلاد و در زمان داریوش یکم در تقویم رسمی ایرانیان باستان ثبت شده است. علت پیدایش این شب و در نظرگرفتن آن به عنوان یک شب خاص حکایت های جالبی دارد که دانستن آنها خالی از لطف نیست.

در روزگاران دور و زمانی که کشاورزی، بنیان زندگی انسان ها را تشکیل می‌داد، مردم همیشه در مورد طول سال، سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی کنجکاو بودند و سعی می کردند تا سر از رمز و راز آنها دربیاورند. آنها به تدریج و بر اثر تجربه کارها و فعالیت‌های خود را با حرکت خورشید، تغییر فصل ها، بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کردند. مردم فهمیدند که در بعضی زمان ها و فصل ها، روزها بسیار بلند شده و به آنها امکان می دهند که بیشتر از روشنی و نور خورشید بهره ببرند. در نتیجه این مشاهدات، این اعتقاد به وجود آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق است و به نبرد با تاریکی و ظلمت شب می پردازد. مردم دوران باستان از جمله اقوام آریایی، هندی، ایرانی – هندی و اروپایی به این حقیقت دست یافتند که آخرین روز پاییز، کوتاه ترین روز سال و شب اول زمستان طولانی ترینِ شب هاست. آنها متوجه شدند که دقیقا پس از این شب بلند، به تدریج روزها بلندتر و شب‌ها کوتاه تر می‌شوند. به همین دلیل این شب را شب زایش خورشید (مهر) نامیدند و آن را به عنوان آغاز سال در نظر گرفتند. برخی بر این باورند که کریسمس مسیحیان نیز از همین اعتقاد نشات می گیرد.

از همین روی در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد آغاز می شد. در اوستا، واژه «سَرِدَ» (Sareda) یا «سَرِذَ» (Saredha) به معنای «سرد» و به مفهوم «سال» آمده و نوید دهنده پیروزی اهورامزدا بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.

برهان قاطع که یک واژه‌نامه زبان فارسی است، واژه یلدا را این گونه توضیح می دهد:

یلدا، شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.

از این تعریف می توان چنین برداشت کرد که در گذشته تاریکی نماینده اهریمن بوده و در طولانی ترین شب سال، تاریکی اهریمنی دوام بیشتری دارد. به همین دلیل این شب برای ایرانیان نحس به شمار می رفته و برای دفع شر آن کارهایی خاص انجام می دادند. آنها آتش روشن می کردند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی را نابود کنند و از شر آنها بگریزند.

شب یلدا، شب میلاد خدای خورشید، عدالت، پیمان و جنگ هم اتلاق می شود و درباره آن دو روایت عمده بر سر زبان هاست:

برخی می گویند که در این شب مهر، میترا یا بر اساس اوستا و نوشته‌های پادشاهان هخامنشی آمده، میثره (Mithra) به جهان بر می گردد. او از ایزدان باستانی هند و ایرانی‌ست که ساعات روز را طولانی می کند و در نتیجه برتری خورشید به همگان نشان داده می شود. بد نیست بدانید آیین مهرپرستی یا آیین مهر بر اساس پرستش میترا در روزگارانی پیش از آیین زرتشت به وجود آمده و در اروپا به آیین میتراییان شهرت دارد.بعضی دیگر به تولد یک پیامبر در شب یلدا باور دارند و معتقدند در سال ۵۱ پادشاهی اشکانیان و مصادف با سال ۱۹۶ میلادی، پیامبری در شب یلدا به دنیا می آید. این پیامبر را توسط دو دولفین از آب بیرون می آورند و به همین دلیل در آیین مهر، آب اهمیت ویژه‌ای داشته است.

هر دو روایت، شب یلدا را شب تولد مهر می دانند. این باور از آداب مهری به جا مانده که در شرق مدیترانه به طور وسیعی رایج بوده است و آثار آن را می توان در معابد مهری باقیمانده در پالمیرا و اردن دید.

ستارگان و خورشید در آیین میتراییسم، اهمیت و درجه بالایی دارند و بر اساس باور پیروان آن، مهر در یک حادثه نجومی زاده می شود. آنها تولد مهر را زمانی می دانستند که از آن به بعد خورشید، بیشتر در آسمان می ماند و روزها بلندتر می شد. این جشن از سرزمین ایران به روم باستان نیز رسیده و آن ها نام جشن ساتوران را بر آن نهاده ند. برخی نیز بر این باورند که عیسی بن مریم (ع) در این شب به دنیا آمده است و البته جشن کریسمس هم می تواند ریشه در همین باورها داشته باشد.

فروش شب یلدا

مراسم یلدا در ایران باستان

در ایران باستان مردم به افتخار «اهورامزدا» و «مهر» یا خورشید گرد هم می آمدند و شب را با خوردن، نوشیدن و شادمانی به سر می بردند. در این شب سفره ای به نام «میَزد» (Myazd) برپا می شد و میوه‌های تازه فصل و خشکبار و آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» (Lork) و آلات و ادوات نیایش مانند آتشدان، عطردان، بخوردان و … در آن قرار می گرفت. میزد به معنی میزبانی است و به سفره پذیرایی از میهمان اتلاق می شود. در میان زرتشتی ها میزد سفره سفید تمیزی است که هفت چیز نمادین در آن قرار می دهند:

خوراکِ شیریِ سفید رنگ و فراورده‌های دامی به خشنودی وهمن امشاسپند (نگهبان جانوران)

آتش یا چراغ روشن نماد اردیبهشت امشاسپند (نگهبان گیاهان و مرغزارها)

سینی فلزی حاوی لرک یا تاس رویین (آلیاژی از مس و روی)، آب پاک یا سیر و گیاه سُداب یا مورد و سرو یا سکه‌های سر سفره هفت سین یا زده شده به انار در مراسم گواه (عقد) و… سمبل شهریور امشاسپند (فرمانروایی نیرومند الهی، نگهبان فلزات، فرشته مهربانی و جوانمردی)

زمینی که سفره را روی آن پهن می‌کنند و فراورده‌های به دست آمده از زمین مانند میوه و لرک و نان و و سورک و… نماد سپندارمذ امشاسپند (دارنده خرد کامل)

آب پاک و تمیز سر سفره نماد خرداد امشاسپند (رسایی و کمال، نگهبانان آب، نابودگر دیو مرگ)

گیاه نماد امرداد امشاسپند (بی مرگی و جاودانگی)

گاتاها یا اوستا یادآور به نماد استواری به دین و پیروی از اندیشه و گفتار و کردار نیک

ایرانیان در شب یلدا به سراغ انبارهای شان می رفتند و میوه های باقیمانده در آنها را به همراه خشکبار و تنقلات می خوردند و دور هم گرد آتش می نشستند تا سپیده دم از راه برسد.

شب یلدا

مردم گاه به دامنه کوه های البرز می رفتند و در آنجا به انتظار طلوع آفتاب یا به عبارتی باز زاییده شدن خورشید می نشستند. بعضی از آنها در مهرابه ها (نیایشگاه های پیروان آیین مهر) به نیایش می پرداختند و پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب می کردند. در این شب دعایی به نام «نی ید» خوانده می شد که دعای شکرانه نعمت بود. ایرانیان درازترین و تاریک ترین شب سال را تا سپیده دم بیدار می ماندند و خود را سرگرم می کردند تا اندوه نبود خورشید و تاریکی و سردی باعث تضعیف روحیه آنان نشود. آنها با روشن شدن آسمان به خواب می رفتند و آرامش را به دست می آوردند.

روز پس از شب یلدا خورروز (روز خورشید) و دی گان نامیده می شد و خرمدینان، آن را خرم روز یا خره روز می نامیدند. این روز هنگام استراحت و تعطیل عمومی بود و مردم می توانستند خستگی جشن شب پسش را از تن به در کنند. مردم دست از کار می کشیدند چون نمی خواستند مرتکب بدی شوند چرا که آیین مهر انجام هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ به حساب می آورد. ایرانیان سرو را مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می دانستند و در خورروز در برابر آن ایستاده و عهد می کردند که تا سال بعد سرو دیگری بکارند.

خورروز در ایران باستان به عنوان روز برابری انسان ها در نظر گرفته می شد. در این روز همه حتی پادشاه لباس ساده می پوشیدند تا همه مردم یکسان به نظر برسند. گفته می شود شاهان ایرانی در روز اول دی تاج و تخت شاهی را کنار گذاشته و با جامه ای سپید به سوی صحرا می رفتند و بر فرشی سپید می نشستند. دربان ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه خدمت کاران آزاد بودند؛ کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می شد.

در این روز جنگیدن و ریختن خون حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای دشمن با ایرانیان نیز می دانستند و برای احترام به این رسم، جنگ و خون ریزی در جبهه ها متوقف می شد. گاهی همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا می انجامید.

یلدا در نقاط مختلف ایران

در هر دیاری شب یلدا رنگ و بوی خاص خود را دارد و با مراسمی متفاوت همراه است. در ادامه به برخی از استان ها و مناطق سر می زنیم و گوشه ای از آیین های یلدایی آنان را مرور می کنیم:

۱- خراسان

در خراسان بیشتر لبو یا چغندر پخته، شلغم پخته و پختیک (لبوی خشک شده) جایگاه خاصی در میان خوراکی ها دارند و مردم خراسان در شب یلدا هويج، گلابی، انار و زيتون سبز می خورند تا در تابستانِ بعد، از گزند جانوران، مخصوصا نیش عقرب ایمن باشند.

مرسوم ترین خوشمزه این شب باستانی شربت و شیرینی «کف» است که طرفداران بسیاری دارد. تهیه شیرینی کف یا کف زنی به وسیله ریشه گیاهی به نام چوبک که در این دیار به «بیخ» مشهور است صورت می گیرد. مردم این گیاه را در آب خیسانده و چند بار می جوشانند؛ سپس آن را در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» می‌ریزند. مردان و جوانان دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار به نام «دسته گز» را به دست گرفته و مایع را برای ساعت ها هم می‌زنند تا به شکل کف سفت درآید. این کار در محیط سرد صورت می گیرد تا مایع به خوبی کف کند و پس از سفت و خشک شدن مانند گز اصفهان شود.

کف آماده شده با مخلوط شیره شکر ترکیب شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته آماده خوردن می شود. گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کف‌ها با شیره شکر کف را به سوی یکدیگر پرتاب کرده و یا آن را به سر و صورت یکدیگر می مالند تا شادی و نشاط را در فضا به وجود آورند.

اهالی خراسان علاوه بر شب چله جشن دیگری به نام چله تموز دارند که در طولانی‌ترین روز سال برگزار می شود.

۲- استان خوزستان

مردم خوزستان در شب یلدا انتظار می کشند تا در نزدیکی های صبح یک شخصیت افسانه ای به نام قارون از راه برسد. این شخصیت لباس هیزم‌شکن به تن دارد و برای خانواده های فقیر چوب می آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل شده و برای آن خانواده، ثروت و برکت به ارمغان می آورند. مردم در این شب به خانه بزرگترها می روند و با خوراکی هایی همچون آجیل، هندوانه، انار، شیرینی و خرما، لبو، آش و… پذیرایی می شوند.

شب یلدا

۳- استان قزوین

مردم قزوین شب یلدا را در خانه بزرگان سر می کنند و تا صبح دور هم می نشینند. بزرگ ترها میوه‌های مختلف خشک و تر و میوه‌های سرخ‌ که به «شب‌چره» معروف است را در کنار دیگر خوراکی ها قرار می دهند و بر این باورند که این کار زمستان پربرکتی را به دنبال می آورد. در این شب مادربزرگ ها نقشی اساسی دارند و اگر در آوردن خوراکی ها تاخیر کنند چنین شعری برای‌شان خوانده می شود: «هرکه نیارد شب‌چره – انبارشو موش بچره».

سبزی‌پلو با ماهی‌دودی شام خوشمزه این شب است و سپس با هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشکل‌گشا و انجیر خشک از مهمانان پذیرایی می شود. قدیمی ترها باور جالبی درباره این شب دارند و می گویند:

اگر در این شب ننه‌سرما گریه کند، باران می‌بارد؛ اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد، برف می‌آید؛ و اگر گردنبند مرواریدش پاره شود، تگرگ می‌آید

فرستادن «خونچه چله» از سوی داماد به‌عنوان هدیه زمستانی برای عروس از دیگر مراسم قزوینی هاست. آنها برای عروس پارچه، جواهر، کله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی، هندوانه، خربزه، سیب و به را با تزیینات خاصی می فرستند.

۴- استان گیلان

هندوانه شب یلدا اهمیت خاصی در گیلان دارد و مردم بر این باورند که هر کس در این شب هندوانه بخورد در زمستان سرما را حس نمی کند و در تابستان احساس تشنگی نخواهد کرد. «آوکونوس» که ترکیبی از آو= آب و کونوس = ازگیل است از خوردنی های شب یلدا در این منطقه به شمار می رود. برای تهیه این خوراکی ازگیل خام را در فصل پاییز در خمره می‌ریزند و خمره را پر از آب می‌کنند. کمی نمک به این مخلوط می افزایند و پس از بستن در خمره آن را در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اتاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، به تدریج پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود و در شب یلدا مورد استفاده قرار می گیرد. آوکونوس تا بهار آینده هم در خانه گیلانی ها یافت می شود و به هنگام دورهمی ها آن را با گلپر و نمک می‌خورند.

خانواده‌هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند طَبَقی برای خانواده نوعروس می فرستند و در آن میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله می گذارند. در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات گذاشته می شود و اعتقاد بر این است ک این کار خیر و برکت و فراوانیِ روزی برای زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس را به ارمغان می آورد.

۵- استان گلستان

شب یلدا در گلستان بسیار با اهمیت است و با مراسمی خاص گرامی داشته می‌شود. مردم در این شب به خانه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها می روند و در کنار یکدیگر به داستان خوانی و حافظ خوانی مشغول می شوند. تنقلات و میوه‌جات به ویژه میوه‌های باغی و جنگلی از قبیل هندوانه، انار، لیمو و پرتقال، ولیک و کُندِس (میوه ای قهوه ای) و شیرینی‌هایی مانند مَت و کَسمَک از خوردنی های این شب هستند و مردم با دور هم نشینی و خوردن آنها شب را به صبح می رسانند. آنها معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکی‌هاست.

۶- استان همدان

مراسم جالب همدانی ها در این شب، فال سوزن است. برای گرفتن این فال همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی پشت سر هم شعر می خواند. دختر بچه‌ای نیز در اتاق حضور دارد که یک پارچه نبریده و آب ندیده در دست دارد و پس از اتمام هر شعر بر آن سوزن می‌زند. مهمان‌ها بر اساس ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را به عنوان فال خود در نظر می گیرند.

تنقلاتی مناسب با آب و هوای مناطق مختلف استان در این شب سرو می شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مویز خوراکی اصلی این شب است. بردن میوه و تنقلات از طرف داماد برای دختری که نامزد شده از رسوم قدیم به جامانده این دیار محسوب می شود.

۷- استان فارس

مردم شیراز در شب یلدا سفره ای به رنگینی سفره نوروزی برپا می کنند و در آن مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها قرار می دهند. قطعا حافظ خوانی در شهر و دیار این شاعر بزرگ حال و هوایی دیگر دارد و بخشی جدانشدنی از مراسم یلدا به شمار می آید. برای شام کلم پلوی شیرازی آماده می شود و اهالی خانه از خوردن آن در کنار یکدیگر لذت می برند.

۸- اسان لرستان

در میان مردم مناطق لر نشین شب یلدا با آداب و رسوم خاصی برگزار می شود و به آن «شو اول قاره» می گویند. از جمله مراسم مردم این نواحی می توان به چنین مواردی اشاره کرد: دید و بازدید اقوام، شب نشینی، پختن غذاهای خاص این شب، دراز کردن شال یا چادری از پشت بام همسایه برای دریافت آجیل و میوه از سوی دیگر همسایگان و خواندن اشعار،  فال چهل سرو، فال حافظ و …

فال چهل سرو از چهل بیت شعر تک بیتی تشکیل شده که مفاهیم  پر محتوایی را در خود دارند و مفهوم بیت چهلم یا آخر نتیجه فال است.

در این شب نوجوانان و جوانان به پشت بام همسایه خود می روند و شالی را به درون خانه او می اندازند. آنها اشعار زیر را بلند بلند می‌خوانند و همسایه باید شال آنها را با آجیل، شیرینی و میوه و گندم شاهدانه پر کند. شعر آنها از این قرار است:

«امشو اول قاره، خیر د هونت بواره» امشب اول یلدا یا اول زمستان است خیر از خانه ات ببارد.

«نون و پنیر و شیره _ کیخا هونت نمیره» نان و پنیر و شیره کدخدا (صاحب خانه) خانه ات نمیرد.

«چی به علی کوشکه بیاره» چیزی بده علی کوچک یا بچه ات بیاورد…

صاحب خانه کمی آجیل گندم برشته با میوه و شیرینی در شال می گذارد و بچه‌ها به هنگام بالا کشیدن شال و محتویاتش با خواندن این شعر از صاحب خانه تشکر می کنند:

«امشو اول قاهاره نون و پنیر و شیره کیخا هونت نمیره» امشب اول یلدا یا اول زمستان است؛ نان و پنیر و شیره، کدخدا خانه ات نِمیره

نوجوانان پس از خواندن این شعر شال را برمی‌دارند و به سراغ خانه های دیگر می روند.

گندم، شاهدانه، کنجد و گردو تنقلات مخصوص این شب هستند و لحظاتی خوش را برای مردم رقم می زنند. گندم شیره از دیگر خوراکی های مخصوص شب یلدا در لرستان است. برای تهیه این خوراکی گندم را در شیره می‌خیسانند و با زردچوبه و نمک مخلوط می‌کنند. سپس آن را روی ساج (ظرف مخصوص پخت نان) برشته می‌کنند و بادام، گردو، کشمش، سیاه دانه و کنجد نیز به آن می زنند.

شب یلدا

۹- استان آذربایجان شرقی

مردمان این خطه هندوانه شب یلدا را چیلله قارپیزی می نامند و در این شب حتما آن را بر سر سفره یلدا قرار می دهند.

خنیاگران محلی یا عاشیق های تبریز در این شب شعرهای بداهه می سرایند و ساز می زنند. بر اساس یک باور قدیمی اهالی تبریز پوست میوه هایی که در شب یلدا می خوردند را در آب روان می ریختند و آن را خوش یمن می دانستند.

در این شب، بزرگ خانواده داستان های حماسی این مرز و بوم را نقل می کند و آنها را به گوش دیگران می رساند. تا پایان چله کوچک کسی نباید خانه تکانی کند چرا که اگر کسی در طول دو چله این کار را انجام دهد گرفتار نفرین چله ها می شود.

در برخی از روستاهای هشترود و چاراویماق، مردم به خانه یکی از اهالی ده می روند و در آن جا یلدا را گرامی می دارند. در روستاهایی که جمعیت آنها زیادتر است، این مراسم به صورت محلی یا کوچه به کوچه اجرا می شود. آجیل مخصوص این شب گردو و کشمش است چون تاثیر زیادی در غلبه گرما به سرما دارد.

اگر پسر خانواده ای نامزد داشته باشد برای عروس تنقلات و میوه های شب یلدا و پارچه و هدیه ای از طرف داماد به صورت خوانچه می برند و در آنجا به جشن و پایکوبی می پردازند. پدر عروس نیز باید سال اولی که دخترش را به خانه بخت می برند برای عروس شب چله ای ببرد.

خشیل نام غذایی است که اکثر آذری ها در این شب میل می کنند؛ غذایی محلی با گندم و شکر و کره طبیعی. گرمای مواد این غذا بدن را در مقابل سرما ایمن می کند.

۱۰- استان آذربایجان غربی

در آذربایجان غربی رسمی بسیار قدیمی به نام جشن خدر نبی و قورتولوش بایرامی (عید نجات) وجود داشته که امروز بسیار کمرنگ شده است. در این جشن، جوانان روستا از خانه ها، حبوبات جمع می کنند تا آنها را با نمک آسیاب کرده و به اصطلاح «قوت» درست کنند. هر یک از جونان به اندازه هفت ناخن از این معجون می خوردند و سپس می خوابیدند. آنها خوابی که می دیدند را برای بزرگان باز گو می کردند و آن ها نیز تعبیر خواب را برایشان می گفتند. دختر ها نیز با حبوبات آش نذری می پختند و در بین همسایگان پخش می کردند.

در شهرهای کرد زبان مثل نقده، پیرانشهر، اشنویه و مهاباد خواندن اشعار کردی رواج دارد. جوانان در این شب به بازی سنتی جوراب‌ بازی و فنجان‌بازی مشغول می شوند. بارش برف در این شب بسیار مبارک است و نشان از برکت در روزهای آینده دارد.

در شهر تکاب زنان و دختران بر دست های خود حنا می بندند و مردم به جهت رونق و برکت در کسب و کار بر پشت بام های خود گندم برشته می ریزند. جوانانی که نامزد دارند بر پشت بام نامزد خود می روند و هدیه ای را از هواکش خانه با نخ پایین می فرستند. خانواده عروس نیز به جای آن تنقلات می گذارند و تقدیم داماد می کنند. آنچه که عروس دریافت می کند دوازده بشقاب خوردنی است که شامل یک بشقاب پشمک، یک بشقاب میلاخ، یعنی انگور نیمه خشک، یک عدد هندوانه، خربزه، یک بشقاب هم انار می شود و در بقیه بشقاب‌ها هم خلعتی عروس را می‌گذارند. پیراهن عروس و طلاجات در وسط خلعت قرار می گیرد.

غذای مرسوم این شب آش کشک است. مردم به آن مقداری نخود و سبزی اضافه می‌کنند و در اصطلاح محلی به آن کاچی می‌گویند. یک بشقاب پشمک، یک بشقاب حلوا، یک عدد هندوانه، یک عدد خربزه، نقل های معروف آذربایجان و…  از اجزای اصلی سفره یلدا در این استان هستند و بعد از صرف شام پدر خانواده خوردنی‌ها را تقسیم می کند.

۱۱- استان اردبیل

در اردبیل مراسم “چیله خونچه سی “یا « چله لیک » به معنای هدیه شب چله جزو ضروریات این شب تاریخی و باستانی به شمار می رود. در این مراسم داماد باید هدیه ای را به خانه نامزد خود بفرستد. این هدیه شامل میوه ها و تنقلات شب یلدا و یک چشم روشنی است که می تواند یک قطعه طلا برای عروس و یا لباس و چادر شب برای خانواده عروس باشد. خانواده ای که دخترشان اولین سالی است که در خانه بخت به سر می برد نیز برای دخترشان همین چیله لیک را می برند.

در گذشته تنها برخی میوه ها، کشمش، سنجد، بادام و گردو در خوردنی های شب یلدا دیده می شد؛ اما اکنون پسته، فندق، مغز بادام و گردو ،و انواع میوه‌ها نظیر پرتقال، نارنگی، موز و… در آن مشاهده می شود. اردبیلی ها در این شب ماهی پلو نیز می خورند.

۱۲- استان اصفهان

شب یلدا در اصفهان مانند سایر مناطق ایران برگزار می شود و مردم به خانه یکی از بزرگان می روند و تا پاسی از شب و گاهی تا نزدیک صبح شاهنامه می‌خوانند و فال حافظ می‌گیرند. تازه دامادها با هدیه یا خوانچه راهی خانه عروس می شوند و هدایایی را تقدیم او و خانواده اش می کنند. آجیل شب یلدا در اصفهان شامل کشمش، گردو، بادام، قیسی، برگه زردآلو یا برگه گلابی، جوزقند و انجیر و خرماست و انار، هندوانه، سیب، گلابی انباری (سیبری) از میوه های این شب هستند.

چای و شربت و چنان چه برف باشد، مخلوط برف و شیره انگور از خوردنی های یلدا به شمار می روند و غذای این شب پلو ماهی و غذاهای محلی مانند کوفته، گندی، دلمه، چرب و شیرین و … است.

۱۳- استان کردستان

در کردستان و سایر مناطق کوهستانی ایران شب یلدا با نامی قدیمی و با عنوان «شو چله» خوانده می شود. در شهر سنندج مرکز استان کردستان اکثر خانه‌ها غذای دلمه و نان سنگک را برای پذیرایی از مهمان‌ها تهیه می کنند و این امر سنتی و دیرین در این شهر است.

مردم این استان از سه ماه مانده به یلدا انگور و بادام را روی شاخه‌هایی از چوب یا طناب از سقف اتاقی خنک آویزان می کنند تا شب یلدا به همراه سیب و گلابی نوش جان کنند. در سنندج بعضی از اهالی خربزه را به صورت ترشی در می آورند تا شب یلدا به جای هندوانه بخورند. خوانچه بردن برای نو عروس نیز از رسوم اهالی کردستان است.

شب چله

۱۴- استان کرمانشاه

در گذشته که بارش برف در این استان زیاد بود کوچکترها به خانه بزرگترها می رفتند و برف را می تکاندند. سپس همگی به دور کُرسی گرم جمع می شدند و شب نشینی یلدا آغاز می شد. اهالی کرمانشاه با خواندن قصه‌هایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حكایت حسین كرد شبستری و اشعار زیبا و دلنشینِ شامی کرمانشاهی شب را به صبح می رسانند. گرفتن فال حافظ از آیین مرسوم این شب در بین خانواده های کرمانشاهی است و در سفره شب یلدا علاوه بر میوه و آجیل، شیرینی های سنتی مثل نان برنجی، کاک و…دیده می شود.

 ۱۵- استان مازندران

شب یلدا در زبان مازندرانی، چله شو خوانده می شود و با آداب خاصی همراه است. زنان خانه از صبح روز آخر پاییز شروع به تمیز کردن خانه و آماده کرده آن برای پذیرایی از مهمانان می کنند. در این شب حتما باید برنج پخته شود و مردم بر این باورند که این شب یک شب خوب و شاد است و نباید در آن بی غذا باشند. بد نیست بدانید که در سال های نه چندان دور مردم روستاها از مخلوط کردن برف و شکر نوعی فالوده تهیه و سفره یلدا را رنگین می کردند.

همه افراد خانواده دور هم جمع می شوند و در کنار یکدیگر هندوانه، ماست، میوه و آجیل نوش جان می کنند. اعتقاد بر این است که خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا باعث می شود تا در طول زمستان سرما حس نشود. دانه هایی چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجیر و توت خشک از اجزای آجیل شب یلدا هستند و گردو نیز اصلی ترین خوراکی این شب است. در این استان حتا خوردن آجیل شب یلدا هم با مراسم خاصی همراه است؛ قبل از خوردن این خوراکی خوشمزه یکی از اعضای خانواده صفحه ای از قرآن را می خواند و برای اموات خود و اهل محل درخواست آمرزش می کند. حلوا، کیک و شیرینی از دیگر خوراکی های این شب هستند و زنان خانه شاخه ای از گل یا سبزه نیز در سفره چله شو قرار می دهند. بعضی از خانواده ها در چنین شبی یک بره نوزاد (ترجیحا سفید) را به خانه می آورند و آن را نشانه خیر و برکت می دانند.

در این شب دختران دم بخت صورت خود را می پوشانند و از هفت خانه چیزی طلب می کنند. اگر کسی آنها را ندید یا نشناخت به این معناست که به نیت خود می رسند.

۱۶- استان تهران

شاید امروزه که تهران به کلان شهری مدرن تبدیل شده اثری از سنت های کهن در آن نباشد؛ اما در تهران قدیم رسم های جالبی در شب یلدا وجود داشته است.

صرف میوه‌های تابستانی از جمله هندوانه اهمیت زیادی در سفره یلدای تهرانی ها داشته و دارد. نزدیکی مراکز کشاورزی با تهران، باعث شد تا این میوه خوشمزه به شب یلدا راه پیدا کند و جزو خوراکی های اصلی این شب شود. البته در گذشته خربزه نیز در یلدا جایگاه خاصی داشت اما امروزه اثری از آن دیده نمی شود. گفته می شود در ایام بسیار دور، فردای شب یلدا در تهران تعطیل بود و مردم می توانستند به استراحت بپردازند.

جعفر شهری در کتابش به نام تهران قدیم چنین توصیفی از یلدای تهرانی ها ارایه می دهد:

تهرانی‌ها با میوه‌های تازه فصل پاییز و میوه‌های خشک‌شده تابستان و آجیل از میهمانان پذیرایی می‌کردند و معتقد بودند که خوردنی‌های سفره شب یلدا مثل خوراکی‌های پای سفره هفت‌سین، می‌تواند طبیعت گرم را سرد و طبیعت سرد را گرم کند به این صورت کسانی که از گرمی‌مزاج رنج می‌بردند، هندوانه و انار و کسانی که از سردمزاج بودن‌شان ناراحت بودند توت، کشمش و خرما می‌خوردند.

در گذشته مردم این استان بسیار به بخت گشایی در این ایام اعتقاد داشتند. خانواده های دختر دار تشک و متکاهای خود را به پنبه زن می سپردند تا برای‌شان بزند و اعلامی برای بخت گشایی باشد. وقتی پنبه زن دست از کار می کشید دختر را از میان کمان پنبه زن عبور می دادند.

شب چله

۱۷- استان مرکزی

یلدا در استان مرکزی نیز بسیار باشکوه برگزار می شود و معمولا مردم به دیدار سالخوردگان و بزرگان می روند. در گذشته یلدا را در سه شب متوالی جشن می گرفتند و هر شب نام خاص خود را داشت: “چله‌بزرگه “، “چله وسطی” و “چله‌كوچیكه”.

یکی از رسوم جالب مردمان این خطه کشتن گوسفندی به نام ” اتلیک ” است. روستاییان در تابستان از میان گوسفندانشان یکی را انتخاب و تا شب یلدا آن را حسابی پروار می کنند. در این شب گوسفند را کشته و شامی مفصل و لذیذ به نام ” اتلیک شامو ” تهیه می کنند و در کنار جمع خانواده از خوردن آن لذت می برند.

۱۸- استان کرمان

در کرمان خوردن هندوانه بیش از هر چیزی مورد توجه قرار دارد زیرا مردم معتقدند سرما و لرزی که با خوردن هندوانه در یلدا بر تن آنها می افتد باعث می شود تا از گرمای تابستان رنج نبرند. آنها همچنین می گویند که خوردن هندوانه فرد را از گزند حشرات موذی در تابستان در امان می دارد.

کرمانی ها اعتقاد دارند در این شب گنج قارون به وسیله شتری در حال حرکت است و احتمال دارد ساربانِ آن به هنگام دیدن یک فرد، مقداری از گنج را به او بدهد. آنها می گویند در این شب باید هفت نوع میوه بخورند چون ممکن است تا سال دیگر دستشان به میوه نرسد.

از انواع بازی‌ها و تفریحات این شب در گذشته می توان از «ماردوره» نام برد. در این بازی هر فردی که در مهمانی شب یلدا حضور داشته، نیت می کرده و یک شی کوچک مانند دکمه، سوزن قفلی ، سکه و … را در ظرفی سفالین به شکل پارچ می‌انداخته است. یک نفر مسوول برداشتن اشیا از توی ظرف می شده و دیگران با خواندن یک بیت شعر شور و حال خاصی به مراسم می دادند. مسوول ظرف هم به طور شانسی یک شی را در می‌آورد و در این زمان هر شعری خوانده می شد از آینده و فال صاحب شی خبر می داد.

منبع karnaval namnak

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − 4 =